کتاب خود فریبی

خود فریبی

نوشته‌ی گروهی از پژوهشگران انستیتو آربینگر

۴/۵
  • ناشر: اورنگ
  • سال انتشار: ۱۳۹۵
دیدن کتاب

یادداشت‌های من از این کتاب

از وقتی کتاب رو خوندم بعد از خیلی از کارایی که می کنم این سوالها تو ذهنم پیش میاد که دلیل واقعی اون رفتار از سمت من چی بود؟ اینکه وقتی من این کار رو کردم درون کوزه یودم یا بیرون کوزه؟
برای اونایی که شاید مفهوم کوزه رو درک نکرده باشند باید گفت که: کوزه یا همون #خودفریبی، #دروغ گفتن به خودمونه و وقتی اتفاق می افته که ما به جای یک دلیل واقعی یک دلیل دیگه که تو کوتاه مدت کمتر آسیب می زنه رو برای رفتارمون در نظر می گیریم. این پدیده در طولانی مدت ما را به سمت نابودی می کشونه.
معمولا این خودفریبی به صورت ناخود اگاه اتفاق می افته و کم کم ما رو به سمت این می بره که درک درستی نداشته باشیم و با دلایل اشتباه تصمیمات اشتباه تر بگیریم
فرض کنید سوار اتوبوس هستید و دارید کتابی رو می خونید که خیلی سرگرمتون کرده. شخصی بزرگتر از شما سوار اتوبوس میشه. درست در یک لحظه چیزی که از ذهن شما می گذره اینه که باید جاتون رو بدین به اون فرد اگر درست تو همون لحظه بلند بشید و این کار رو انجام بدین نشون میده که شما از کوزه بیرونید ولی اگر اندکی درنگ کنید چیزی که اتفاق می افته اینه:
شما برای این پشت کردن به احساستون شروع می کنید به ساختن دلایل منطقی برای اینکه خودتون رو‌ موجه نشون بدین مثل اینکه: حالا من ایستگاه بعد پیاده میشم و یک ایستگاه رو می تونه طاقت بیاره؛ اگر بلند می شدم نمی تونستم کتابم رو بخونم؛ حالا به نظر نمیاد که خیلی هم مسن باشه و…
اینطوریه که ما خودمون رو فریب می دیم.
این فقط یه مثال ساده است از فریبی که ما به خودمون میدیم تا توجیهی برای رفتارمون داشته باشیم.
خودفریبی دقیقا زمانی اتفاق می افته که شما به حس اصیل خودتون که شما رو به سمت انجام کارهای خوب پیش می بره پشت می کنید
این حس توی همه ادما وجود داره و معمولا وقتی جدی گرفته نمیشه و پاسخ مناسب بهش داده نمیشه شما رو داخل کوزه می بره
وقتی شما داخل کوزه بشید یکسری عواقب بد براتون اتفاق می افته که حضور شما توی کوزه رو تشدید می کنه
مثلا شما دوستتون رو ادم بی نظمی میدونید ولی طی خواهش اون بهش کتاب رو قرض می دین و تاکید می کنید که لطفا منظم باش و فلان ساعت فلان روز کتاب رو به من برگردون
تمام مدتی که شما کتاب رو به دوستتون میدین چیزی که از ذهنتون می گذره اینه که قطعا دوستتون کتاب رو دیر میاره و حرف شما بیش از قبل اثبات میشه

حالا وقتی دوستتون تنها چند دقیقه قبل از پایان مهلت تحویل اون کتاب رو براتون بیاره اگر داخل کوزه باشید به جای تبریک گفتن و تشویق کردنش به خاطر این خوش قولی سعی می کنید با جملاتی مثل اینکه شانس اوردی ها، خوب شد سر راه چرخ ماشینت پنچر نشد وگرنه نمی تونستی برسونی و … نظر و برداشتی که داشتید رو تایید کنید و این باعث میشه که طرف شما هم وارد کوزه شده شروع کنه به مخالفت با نظر شما و برای اثبات حرف خودش دلایلی بگه که سیکل در کوزه فرو رفتن رو راه بیاندازه
این رفتار خیلی آشنا نیست؟ فکر کنم با همین چند تا مثال ساده با موضوع خودفریبی اشنا شدین
با توجه به نثر فوق العاده و بیان تمام مطالب از طریق اتفاقات یک زندگی واقعی خوندن این کتاب خالی از لطف نیست و دریچه بزرگی رو به زندگی شما باز می کنه که بتونید خیلی راحت تر با همسر، همکار و دوستان خودتون برخورد کنید