چه زمانی دموکراسی به فرار از مسئولیت تبدیل میشود؟
دموکراسی، در ذهن ما، همیشه با یک بار ارزشی مثبت میآید. مشارکت، شنیدهشدن، عقل جمعی، جلوگیری از استبداد. کمتر کسی جرئت میکند…
خیلی وقتها فکر میکنیم اختلاف آدمها از ندانستن میآید.اینکه اگر بیشتر توضیح بدهیم، اگر شفافتر حرف بزنیم، اگر اطلاعات کاملتری وجود داشته…
دموکراسی، در ذهن ما، همیشه با یک بار ارزشی مثبت میآید. مشارکت، شنیدهشدن، عقل جمعی، جلوگیری از استبداد. کمتر کسی جرئت میکند…
پارههای کوتاهی از آنچه به فکرم رسیده یا در ذهنم مانده است.
آدم در سازمان به این دلیل دنبال همفکر میگردد که همفکری امن است. همفکر هزینهی کمتری دارد. همفکر در جلسه از حرفت پشتیبانی میکند، در راهرو سلام گرمتری میدهد، در ارزیابی پایان سال یادی از تو میکند. در زندگی روزمره
مدیر بودن، برخلاف چیزی که بیرون دیده میشود، بیشتر از اینکه درباره «کنترل» باشد، دربارهی مواجهه با محدودیتهاست. محدودیت منابع، محدودیت زمان، محدودیت آدمها، محدودیت فهم، محدودیت شجاعت. و شاید سختترین بخشش این باشد که
ما معمولا ادم ها رو بر اساس عملکردشون می سنجیم و خودمون رو بر اساس نیت مون. و این شاید پایه بسیاری از سو تفاهم هاست. جایی که یه نفر یه کاری می کنه و نتیجه اش به ما ضربه می زنه و ما از روی نتیجه به نیت اون ادم شک می کنیم
زندگی درسهایی پی در پی است که ما برای درک آنها باید زندگی کنیم.