یادداشتهای کوتاه
پارههای کوتاهی از آنچه به فکرم رسیده یا در ذهنم مانده است.
آدم در سازمان به این دلیل دنبال همفکر میگردد که همفکری امن است. همفکر هزینهی کمتری دارد. همفکر در جلسه از حرفت پشتیبانی میکند، در راهرو سلام گرمتری میدهد، در ارزیابی پایان سال یادی از تو میکند. در زندگی روزمره …
مدیر بودن، برخلاف چیزی که بیرون دیده میشود، بیشتر از اینکه درباره «کنترل» باشد، دربارهی مواجهه با محدودیتهاست. محدودیت منابع، محدودیت زمان، محدودیت آدمها، محدودیت فهم، محدودیت شجاعت. و شاید سختترین بخشش این باشد که …
ما معمولا ادم ها رو بر اساس عملکردشون می سنجیم و خودمون رو بر اساس نیت مون. و این شاید پایه بسیاری از سو تفاهم هاست. جایی که یه نفر یه کاری می کنه و نتیجه اش به ما ضربه می زنه و ما از روی نتیجه به نیت اون ادم شک می کنیم …
از بیرون، زندگی آدمها شبیه یک خط مستقیم به نظر میرسد. وقتی زندگی کسی را میخوانیم یا فیلمش را میبینیم، همه چیز منظم و قابل فهم است؛ انگار از همان ابتدا قرار بوده همه اتفاقها دقیقاً به همانجا ختم شوند. اما این فقط…
